الملا فتح الله الكاشاني

47

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نفع رساند پس بيان بخل و حسد ايشان مىكند كه بدترين خصال قبيحه و اخلاق رديه‌اند و ميفرمايد كه * ( أَمْ لَهُمْ ) * آيا يهودان را است ام منقطعه است و معنى آن انكار است از آنكه ايشان را نصيبى باشد يعنى نيست ايشان را * ( نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ ) * بهرهء از پادشاهى تا مردمان تابع ايشان شوند در آنچه فرمايند و لازم باشد اطاعت ايشان در اين حكم كه هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا زعم يهودان بود كه ايشان بملك و نبوت از غير خود سزاوارتراند بدين سبب از متابعت عرب ننگ داشتند و ميگفتند كه آخر منصب ملكدارى و حكم گذارى و پيغمبرى بما خواهد رسيد حقتعالى فرمود كه ايشان را از ملك بهرهء نيست و اگر بفرض از ملك و مال بهره مند شوند * ( فَإِذاً ) * پس آن هنگام * ( لا يُؤْتُونَ النَّاسَ ) * ندهند مردمان را يا پيغمبر و اصحاب او را * ( نَقِيراً ) * آن مقدار گودى كه پشت دانهء خرما است و اين اغراق است و شدة مبالغه در شح و بخل ايشان كه در وقت پادشاهى با فقير بنقيرى مضايقه دارند پس به هنگام دست تنگى و درويشى و مذلت و خوارى پيداست كه چه چيز به كسى دهند و ميتواند بود كه معنى همزه انكار باشد از آنكه چيزى از آنچه مالك آنند به كسى دهند بطريق كنايه چه مرويست كه ايشان اصحاب اموال و بساتين و قصور مشيده بودند هم چنان كه ملوك را مىباشد يعنى ايشان با وجود كثرت اموال مقدار نقيرى به فقيرى نميدهند بدانكه اذن در يؤتون عمل نكرده به جهت آنكه هر گاه واقع شود ميان فا و فعل و يا واو و فعل جايز است كه القاى آن نمايند از عمل به جهت اعتماد بعطف آن بر ما تقدم هم چنان كه ظننت و اخوات آن كه چون متوسط و متأخر واقع مىشود ملغى مىشود چه اذن در اين صورت در حكم تأخير است كانه قيل ( و لا يؤتون الناس نقيرا اذن ) و از اين قبيلست وَإِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا كه در اين تقدير است ( و لا يلبثون خلافك الا قليلا اذن ) حاصل كه حق تعالى جمع فرموده ميان بخل و حسد يهود را در ذم به جهت آنكه اين هر دو صفت رذيله‌اند و بينهما تجاذب و تلازم است * ( أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ ) * اضرابست از اعطاى ايشان يعنى نه كه ايشان چيزى بمردمان ميدهند بلكه حسد مىبرند بر مردمان كه قبايل عربند و با پيغمبر ( ص ) و اصحاب او * ( عَلى ما آتاهُمُ اللَّه ) * بر آنچه خدا داده است بديشان * ( مِنْ فَضْلِه ) * از فضل خود كه آن نبوتست و كتاب و نصرت و اعزاز و بعثت رسول از ايشان و يا مراد همه مردمانند زيرا كه هر كه حسد برد بر نبوت فكانه بر كمال و نصرت و اعزاز و بعثت رسول از ايشان و يا مراد همه مردمانند زيرا كه هر كه حسد برد بر نبوت فكانه بر كمال و رشد همهء مردمان حسد برده و گفته‌اند كه مراد از ناس حضرت رسالت است ( ص ) و عرب جمع را بر واحد اطلاق مىكند كه جامع باشد مقدار خصال خيرى را كه جمع نشود الا در بسيارى از مردمان كما قال اللَّه تعالى إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً و